شفقنا ورزشی – آقای علی منصوریان در آخرین مصاحبه خود که به استعفا منجر شد ابراز داشت که در گفت و گوی 90، مهدی رحمتی قداست او را شکسته است.

صرف نظر از این که اساسا آیا در فوتبال قداستی وجود دارد یا نه و اگر وجود دارد چنین مواردی جزو قداست های فوتبال هست یا نه ، با احترام به آقای منصوریان و قدردانی از تلاش های ایشان و به فرض صحت سخنان او، خوب است ایشان به موارد ذیل هم عنایتی داشته باشند:

قداست فوتبال ما سالهاست هم در سکوها، هم در نیمکت و هم در زمین شکسته است.  هنوز صدای الفاظ بسیار رکیک که از سکو و نیمکت و درون زمین گهگاه از آنتن تلویزیون عبور می کند و در گوش جامعه شنیده می شود فراموش نشده است.

قداست فوتبال ما زمانی که همه چیز فدای برد شد، شکست. مگر به پای آقای کی روش همه چیز قربانی نشد؟

قداست فوتبال ما زمانی که با دهداری چنان برخوردی شد شکست.

در استقلال و پرسپولیس که داستان قداست بیشتر به شوخی می ماند و چند دهه است قداستی باقی نمانده است.  

اخرج آقای حجازی چطور بود؟ او  را که اسطوره استقلال می نامیدید. اساسا کدام اسطوره در استقلال و پرسپولیس به درستی بدرقه شده است. از پروین و قطبی و دایی و استیلی و درخشان و گل محمدی کدام یک اخراج نشدند؟ با مهدوی کیا چگونه برخورد شد؟

در همین استقلال بعد از حجازی با پورحیدری و قلعه نوعی و مظلومی چگونه معامله شد؟با عابدزاده چطور؟با برهانی و نکونام و تیموریان چه؟

آقای منصوریان ابتدا باید توضیح بدهد وقتی بالهای ادعایی خودش را چید و اخراج و تعلیق دو کاپیتان تیم با بیشترین تعداد بازی در این تیم را یک شبه و بدون توضیح و بدون دلیل روشن انجام داد تا او بماند آیا قداستی برجای ماند؟ او انتظار دارد کاپیتانی که تعداد بازی ملی اش از او بیشتر است و ناگهان با برخوردی چکشی و بدون توضیح اخراج می شود و حرف های عجیب تر و متفاوت تر و متناقض تر را روی آنتن از مدیر عامل و سرمربی و عضو هیات مدیره می شنود چه واکنشی داشته باشد؟ او که چیزی نگفت. شاید در آن برنامه اگر گناهی باشد،  گردن خود آقای منصوریان و مدیر عامل و عضور هیات مدیره باشد که همه چیز را روی پرده آوردند. گناه اصلی گردن کسانی است که حاشیه ای بی دلیل را قبل از بازی به آن مهمی برای تیم به وجود آوردندو بعد هم هیچکدام مسئولیت آن را نپذیرفتند.

اساسا وقتی یک بازیکن جوان با کمترین تعداد بازی در تیمی مثل استقلال یک شبه کاپیتان می شود و همه بازیکنان و کاپیتان های سابقه دار تیم کنار می مانند دیگر قداست چه مفهومی دارد؟ مخصوصا وقتی این همان بازیکنی باشد که یک هفته قبل به دلیل درگیری با سرمربی از تمرین منع و اخراج شده است و حالا کاپیتان استقلال است!.

اصلا وقتی تیمی مثل استقلال در ته جدول خانه می کند و در شش بازی یک گل می زند و به جای مربی ابتدا  دروازه بان اخراج می شود آیا به شوخی شبیه نیست؟

آقای منصوریان ظاهرا فراموش کرده است، قداست استقلال وقتی شکست که جایگاهش شد ته جدول!

آقای منصوریان! قداست استقلال و مربی وقتی شکست که مربی تیمی مثل استقلال آن را در ته جدول دید اما به جای استعفا تلاش کرد بماند و دیگران را قربانی کند.

آقای مورینیو وقتی با همه سوابق و افتخاراتش از چلسی اخراج شد شاید شش دقیقه صحبت نکرد و هرگز آسمان و ریسمان نبافت، آنگاه علی منصوریان حدود 90 دقیقه صحبت کرد و از همه چیز گفت جز ناتوانی تیم فنی و خودش.

وقتی هر روز افرادی که هیچ سابقه ای در فوتبال ندارند یا کمتر سابقه ای دارند به سمت مدیر عامل و هیات مدیره تیم هایی مثل پرسپولیس و استقلال گمارده می شوند آیا قداستی می ماند و آنگاه چرا منصوریان با این نتایج همچنان طلبکار نباشد؟

اصلا بالاتر برویم وقتی رسما اعلام می شود که از سوی بالاترین مقامات فوتبال برای تعیین قهرمان با داور زمین تماس گرفته اند وقتی هر روز از فساد و تبانی و ده ها مورد دیگر پرده می افتد چگونه می توان از قداست صحبت کرد.؟

باید داستان فوتبال ایران و نظام ارزشی آن را از نو نوشت تا شاید در دکترین جدید جایی برای قداست های پیدا شود. فعلا که صحبت از قداست در این فوتبال به شوخی شبیه تر است.

با همه این اوصاف، برای آقای منصوریان که از خوب های فوتبال ماست و در معرفی جوانان نقش خوبی ایفا کرده است،  آرزوی موفقیت داریم و امید داریم روزی با دست پر از نظر حرفه ای و علمی به تیم محبوبش بازگردد و این بار مسئولیت های خودش را هم بپذیرد.

انتهای پیام