شفقناورزشی- بعد از رئال مادرید و چلسی حالا منچستریونایتد هم ژوزه مورینیو را اخراج کرد تا این سرمربی سرشناس پرتغالی بدترین دوران حرفه ای خود را تجربه کند.

به گزارش سرویس ترجمه شفقناورزشی به نقل از گل، بعد از چند ماه فاجعه بار در فصل جدید لیگ برتر بالاخره ژوزه مورینیو از منچستریونایتد اخراج شد. مدتها بود که جو سنگینی علیه مربی کهنه کار پرتغالی در اولدترافورد شکل گرفته و خیلی ها پیش می کردند که مورینیو تا پیش از پایان فصل اخراج شود و در نهایت هم همین اتفاق افتاد. بهانه جویی ها، حملات لفظی به افراد مختلف از جمله بازیکنان و زیر سوال بردن بسیاری مسائل دیگر در نهایت برای مورینیو فایده ای نداشت و با به سر آمدن صبر یونایتدی ها حکم اخراج مورینیو امضا شد.

زمانی که مورینیو به خود لقب آقای خاص دنیای مربیگری را داده بود. لقبی که آن موقع خیلی ها برازنده این مربی پرتغالی می دانستند اما حالا همه چیز تغییر کرده است.

مو با پورتوی نه چندان مدعی توانست قهرمان اروپا شود و بعدتر چلسی را احیا و به یک مدعی جدی در فوتبال انگیس و اروپا تبدیل کرد. قهرمانی سه گانه با اینتری که سالها بود به دوری از جام عادت کرده بود، دیگر موفقیت مورینیو تا بعد از آن راهی رئال مادرید شود. با این وجود، هر چه گذشت از میزان موفقیت های مورینیو هم کاسته شد و در فوتبال مدرنتر، هجومی تر و سریعتر مربیان جدید جایی برای مورینیو و فلسفه قدیمی اش باقی نماند. او به دلیل اختلاف بازیکنان از رئال مادرید و چلسی اخراج شد و حالا از یوناتید هم اخراج شده تا در این زمینه هت تریک کند. حالا تصویر مورینیو به عنوان یک مربی موفق کاملا مخدوش شده و خیلی ها حتی از پایان دوران این مربی پرتغالی سخن می گویند.

او دوران بسیار بدی را در اودترافورد سپری کرد و به هیچ وجه نتوانست انتظارات را برآورده سازد. دلیل ناکامی مورینیو دقیقا مشخص نیست اما به نظر می رسد که چند عامل دست به دست هم دادند تا وی نتواند یونایتد را به یک تیم مدعی تبدیل کند. جدایی دستیار همیشگی اش یعنی روی فاریا می تواند یکی از همین عوامل باشد و همچنین ناتوانی مورینیو در تطابق با نسل جدیدی از فوتبالیست ها که چندان به شیوه مدیریت خاص او بها نمی دهند هم از دیگر عوامل این ناکامی بوده است.

با این وجود، دلیل این مشکلات و ناکامی ها هر چه که بود اما باعث شده که منچستریونایتد به مانند سرمربی خود به تیم معمولی و خسته کننده تبدیل شود که تنها به افتخارات گذشته خود چشم دوخته بود و نمی شد امیدی به آینده اش داشت. مورینیو عملا در دوران پایانی حضور در یونایتد از لحاظ تاکتیکی ناتوان نشان می داد و معلوم نبود که چه برنامه ای در سر دارد. ترکیب های او برای خیلی ها شگفتی آور بود ور بسیاری از بازی ها با هفت بازیکن تدافعی شیاطین سرخ را راهی زمین می کرد.

 

یونایتدی که دیگر جایی در بین بزرگان نداشت

در بازی چند روز قبل برابر لیورپول، مورینیو تیمی را راهی زمین کرد که براساس ترکیب آن به نظر می رسد که یونایتد به هیچ وجه قصد گل زدن ندارد. یونایتد به شکلی کاملا تدافعی چیده شده بود ۵ بازیکن در عقب زمین از جمله دو دفاع راست در خط دفاعی حضور داشتند. در پایان بازی هم لیورپول در شرایطی به پیروزی رسید که بیش از پنج برابر منچستریونایتد موقعیت گل داشت.

یونایتد در حال حاضر قابل مقایسه با منچسترسیتی، لیورپول، تاتنهام و آرسنال نیست و با آنها هم برای کسب یکی از چهار سهمیه لیگ قهرمانان رقابت نمی کند بلکه رقابت یونایتدی ها در این فصل بیشتر با تیم هایی مانند وولوز، اورتون، وست هام و واتفورد بوده است.

 

زمانی از «تاپ ۶» یا شش تیم بزرگ لیگ برتر نام برده می شد اما با اوضاع فعلی یونایتد حالا باید از پنج تیم تاپ لیگ جزیره سخن گفت. بدون شک مقصر اصلی شرایط فعلی تیم هم شخص ژوزه مورینیو است.

البته این درست است که هدایت تیم های بزرگ همواره دشوار بوده و در این میان هدایت منچستریونایتد شاید بیش از هر باشگاه دیگری در فوتبال انگلیس دشوار است. هواداران شیاطین سرخ به مدت چند دهه به موفقیت های مستمر خو کرده بودند و سر آلکس فرگوسن این تیم را در یک سطح متفاوت از دیگر تیم های انگلیسی قرار داده بود اما بعد از رفتن فرگوسن همه چیز از هم پاشید. در این شرایط نه دیوید مویس و نه لوئیز فن خال و حالا ژوزه مورینیو نتوانستند کاری از پیش ببرند و یونایتد را در سطح بهترین تیم های فوتبال انگلیس و اروپا نگه دارند و یک بازی تهاجمی و تماشاگر پسند ارائه دهند. البته در سال های اخیر موفقیت هایی مانند قهرمانی در جام حذفی یا لیگ اروپا هم به دست آمد اما این موفقیت ها در منچستریونایتد چندان با ارزش تلقی نمی شود و برای این تیم با سابقه پرافتخارش این جور جام ها ارزش زیادی ندارد. اما مورینیو نشان نداد که این توانایی را دارد که بتواند منچستریونایتد را به جام های بزرگتری برساند.

او در طول دوران حضور در اولدترافورد بارها از کارنامه موفقش در چلسی، اینتر و رئال گفت و به اشکال مختلف تلاش کرد که یادآوری کند که هیچ کس بهتر از او در دنیای مربیگری وجود ندارد. با این وجود، وقتی در کنفرانس های خبری پرخاشگری می کرد یا به شکل عجیبی این کنفرانس ها را ترک می کرد، مردم بیشتر یاد این می افتادند که دوران موفقیت های او به سر آمده تا اینکه این تصور شکل بگیرد که مورینیو همچنان یکی از بهترین های دنیای مربیگری است. و حالا یک هفته بعد از اینکه خورخه مندس، ایجنت سرشناس مورینیو، در یک بیانیه نامتعارف ادعا کرده بود که این مربی قرار نیست جایی برود، مورینیو اخراج شده است. اخراجی که بعضی آن را تعبیر به پایان دوران مورینیو می کنند.

مورینیو در طول دوران حضور در یونایتد جنگ هایی بیهوده ای را با رسانه ها و چهره هایی سرشناس مانند پل اسکولز راه انداخت و آنها را متهم کرد که مترسک هایی هستند که به او دستمزد های او و پل پوگبا حسادت می کنند.

پوگبا در این جور مواقع برای مورینیو کاربرد داشت و هرگاه که سرمربی پرتغالی قصد القای فرافکنی های خاص خود را داشت می توانست از نام این هافبک فرانسوی بهره بگیرد. اما در زمین فوتبال پوگبا کاربرد چندانی برای مورینیو نداشت. آقای خاص بازیکن قهرمان جهان که به اعتقاد بسیاری یکی از بهترین هافبک های حاضر دنیای فوتبال است را از برنامه خود خارج کرده بود و اختلافات زیادی با وی داشت. گفته می شود یک بار در تمرینات و جلوی بقیه بازیکنان مورینیو، پوگبا را «ویروس» خطاب کرده و انواع و اقسام بی احترامی را نسب به این هافبک فرانسوی داشت. این در حالی است که پوگبا با مبلغ ۱۰۰ میلیون یورو و در یک انتقال رکورد شکن به منچستریونایتد آمده بود اما زیر نظر مورینیو هرگز موفق نشد که نشان دهد ارزش این هزینه را داشته است.

خیلی عجیب است که بازیکنی با توانایی های پوگبا نتواند در یک تیم در ترکیب اصلی قرار بگیرد و جایی برای او نباشد اما همه چیز در مورد مورینیو متفاوت است و او زمانی در مقابل خبرنگاران ادعا کرد که پوگبا آن ویژگی های لازم برای قرار گرفتن در ترکیب را ندارد.

اما اختلافات مورینیو در یونایتد تنها به پوگبا خلاصه نمی شد و خیلی از بازیکنان دیگر هم از شرایط خود زیر نظر مورینیو ناراضی بودند. حتی باشگاه مجبور شد که با بازیکنانی مانند آنتونی مارسیال و داوید ده خیا هر بار به طور یک ساله تمدید قرارداد کند چرا که آنها به آینده خود زیر نظر مورینیو خوش بین نبودند و ترجیح می دادند که در صورت ادامه حضور این مربی پرتغالی در اولدترافورد از یونایتد جدا شوند.

برخلاف اوایل دوران مربیگری اش، مورینیو دیگر تلاش برای حفاظت و حمایت از بازیکنانش نمی کرد بلکه در بیشتر مواقع بازیکنان را عامل اصلی ناکامی تیمش می دانست و آنها را سرزنش می کرد. در طول دوران حضور در یونایتد، مورینیو به خصوص لوک شاو و آنتونی مارسیال را به شکل عجیبی مقابل رسانه ها کوبید و باعث شد که این دو بازیکن جوان هم واکنش نشان دهند.

او همچنین در مورد بلوغ فکری مارکوس راشفورد و جسه لینگارد حرف های زیادی برای گفتن داشت و البته بقیه بازیکنان هم از زیر تیغ انتقادات او در امان بودند. اما جنگ های رسانه ای مورینیو با بازیکنانش هم سودی برای او نداشت و در نهایت کمک کرد تا مربی با پایانی زودرس در یونایتد روبرو شود. واقعیت این است که مورینیو در این صحبت ها این تصور را القا می کرد که بازیکنان یونایتد بی ارزش و ضعیف هستند و به نظر می رسد که در نهایت این صحبت ها در خود بازیکنان هم تصوری منفی ایجاد کرد و باعث شد که عملکرد آنها هر روز بدتر از قبل شود.

 

افتضاح انتقالاتی

تنها راه حل مورینیو اما برای تمام مشکلات درخواست بازیکن بیشتر و بیشتر بود. فرقی نمی کرد که او در سال اول حضور خود در یونایتد چقدر برای خرید اریک بیلی و هنریک میخیتاریان هزینه کرده یا ویکتور لیندلوف به چه قیمتی آمده است. فرقی نمی کرد که برای خرید آلکسیس سانچز چقدر پرداخت شده و فرد با چه هزینه ای از چنگ منچسترسیتی و پپ گواردیولا قاپیده شده، مورینیو به هر حال همواره از کمبود خرید بازیکن گله داشت و هیچگاه هم نمی پذیرفت که اکثر خریدهایی که با نظر او با هزینه ای گزاف به اولدترافورد آمده اند، موفق نشده اند که عملکرد قابل قبولی داشته باشند.

این خریدهای ناموفق مورینیو البته باعث شد که در نهایت مدیران باشگاه در مقابل دیگر خواسته های وی هم مقاومت کنند و تابستان گذشته دیگر حاضر به خرید یک دفاع وسط جدید بنابر خواسته مورینیو نشدند. همچنین انتظار می رفت که در صورت ماندن مورینیو هم مدیران باشگاه لیست خرید او برای نقل و انتقالات زمستانی را بی جواب بگذارد. البته باشگاه چطور می توانست به مورینیو اعتماد کند وقتی که اکثر انتخاب های او در چند فصل اخیر اشتباه بوده است؟

در این مدت هم مورینیو هیچ تلاشی برای کمک به پیشرفت بازیکنان فعلی نکرد و در شرایطی که مربیانی مانند گواردیولا، یورگن کلوپ و مائوریتزیو ساری توانسته اند بازیکنان خود را به سطح جدیدی برسانند اما در عوض بازیکنان یونایتد زیر نظر مورینیو فقط دچار افت شدند. در بعضی مواقع این مربی پرتغالی حتی انتظار داشت که بازیکنان با بازی فی البداهه شرایط پیروزی یونایتد را فراهم کنند.

 

واقعیت این است که آقای خاص حالا خیلی با روزهایی موفقیت و با روزهایی که با مربیانی مانند گواردیولا مقایسه می شد، فاصله دارد. برنامه های تاکتیکی این فصل منچستریونایتد تقریبا هیچ بود و مورینیو نتوانسته خود را با جریان های جدید تاکتیکی دنیای فوتبال همگام سازد و نگاهش به فوتبال را به روزرسانی کند. و جالب اینکه او یک بار دیگر یک کنفرانس خبری اعتراف کرد که آرزو می کرد که یک مارون فلینی تازه نفس در اختیار داشت تا به جای مارون فلینی خسته درون زمینه به بازی می فرستاد. چرا که مورینیو همچنان به همان ترفندهای قدیمی برای رسیدن به پیروزی متوسل می شد و هر گاه کار برای تیمش گره می خورد امیدوار بود که با فرستادن فلینی و ضربات سر این بازیکن بلند قامت شاید یونایتد نتیجه بگیرد. این در حالی است که مربیان فعلی تیم های بزرگ لیگ برتر برای رسیدن به دروازه های حریفان به مراتب شیوه های پیچیده تر و مدرنتری را به اجرا می گذارند.

 

دوران جدید یونایتد

یونایتد اکنون یازده امتیاز با تیم چهارم جدول لیگ فاصله دارد و اختلافش با لیورپول صدرنشین هم نوزده امتیاز است. شیاطین سرخ هیچگاه فصلی به بدی امسال را در تاریخ لیگ برتر تجربه نکرده بودند و معلوم بود که شرایط نمی تواند به این شکل ادامه داشته باشد. اگرچه اخراج مورینیو پایان همه مشکلات منچستریونایتد نیست اما بدون اخراج این مربی می تواند شروعی باشد برای شکل گیری دورانی جدید در تیم که در آن یونایتد دوباره خود را به عنوان یک مدعی معرفی کند.

انتهای پیام

 

انتهای پیام

sport.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام