شفقنا ورزشی – نفت مسجد سلیمان سال سختی را پشت سرگذاشت و با وجود آنکه توانست یک فصل دیگر در لیگ برتر بماند اما چالش ها کماکان وجود دارند.

به گزارش شفقنا ورزشی به نقل از ورزش سه مسجد سلیمان اولین شهری در ایران است که در آن مسابقه فوتبال بازی شده است اما تیم این شهر با کمبود امکانات و مشکلات ساختاری مواجه است. در حالی که نزدیک به یک ماه به آغاز لیگ برتر مانده و خیلی از تیم ها کار آماده سازی را آغاز کرده اند اما نفت مسجد سلیمان یکی از تیم هایی است که هنوز برای فصل بعد کارش را شروع نکرده است.

کیوان بابادی مدیرعامل سابق نفت مسجد سلیمان درباره شرایط این باشگاه در حال حاضر گفت:« نفت مسجد سلیمان درحال حاضر اوضاع اسفناکی دارد. در حال حاضر در مدیریت و کانون تصمیم گیری این تیم نوعی بلبشو وجود دارد و هنوز معلوم نیست چه کسی برای این باشگاه نسخه می پیچد. این تیم مثل بچه یتیمی است که چندین قیم دارد.»

او که فصل گذشته از مدیریت این باشگاه استعفا داد در این رابطه هم گفت:« من وقتی دیدم که باید به سمتی بروم که خودم نباشم استعفا دادم. من ایده هایم براساس توانایی خودم بود و مدعی بودم که می توانم مشکلات این تیم را حل کنم. پکیج های اقتصادی را در نظر داشتم و با توجه به پتانسیل انسانی و عشق و علاقه ای که در حاشیه زاگرس به فوتبال وجود دارد می شد مشکلات این تیم را تا حد زیادی حل کرد.اما چندکانونی در تصمیم گیری و مداخله هایی که انجام می شد اجازه این اتفاق را نداد.»

او همچنین در این ارتباط افزود:« من تعبیرم این است که جایگاه هوادار و مسئول در نفت مسجد سلیمان تعریف نشده است. هر کسی به اندازه پست و مقامی که دارد در تصمیم گیری ها دخالت می کند. من با افتخار بچه مسجد سلیمان هستم اما این تجربه را دارم که هرکسی شناسنامه اش صادره از این شهر باشد دوست دارد در ساختار باشگاه نفوذ کند. این ها باعث می شود مطالبات زیادی پیش رویت باشد و به ساختارها فکر نکنید.»

بابادی در ارتباط با شرایط مالکیت باشگاه و همچنین آینده نفت مسجد سلیمان گفت:«مالکیت این باشگاه در اختیار شرکت ملی نفت است و قطعا مشکلات این تیم هم از سوی مالک است. متاسفانه کمترین سهم را دراین تیم پیشکسوتان شهر دارند. درباره آینده این تیم هم باید بگویم که یک تیم برای آماده سازی ۴۰-۴۵ روز مفید نیاز دارد اما آیا نفت مسجد سلیمان کارش را شروع کرده است؟ این تیم هنوز سردرگم است ، نمی داند چه کسی مالک و چه کسی مدیر است. الان هنوز نمی توان گفت که تارتار یا داریوش یزدانی سرمربی تیم است و اگر قرار است انتخابی باشد باید زودتر انجام شود. این فرصت دارد از دست می رود. ما سال قبل بدون یک ریال پول با رایزنی هایی که داشتیم نتوانستیم محمودفکری را مجاب کنیم و با نیامدن او دچار چالش شدیم.»

او اضافه کرد:« نفت مسجد سلیمان قربانی تنگ نظری هایی شده که در سطح کلان وزارت نفت رخ می دهد. متاسفانه سهم مسجد سلیمان از نفت درگیری و فشار و استرس بوده است.» مدیرعامل سابق نفت مسجد سلیمان در این باره که خیلی ها نسبت به امکانات این شهر برای حضور در لیگ برتر نقد دارند هم گفت:«کمبودها از ما و شرمساری از مسئولین! درباره امکانات شهر مسجد سلیمان بخواهم منصفانه بگویم امکانات بسیار ضعیفی داریم اما از یک منظر دیگر نگاه می کنم و می گویم شاید نفت مسجد سلیمان غده سرطانی برای مدیران شرکت نفت شده است. اما این مدیران باید بدانند چیزی که باعث شد مسجد سلیمان به عنوان مادراقتصاد نفتی ایران دوباره مانیتور شود همین باشگاه بوده است. نفت مسجد سلیمان برای همه ما مردم این شهر یک فرصت است و نباید تحت هیچ شرایطی اجازه بدهیم که جنازه این تیم بیفتد.»

او در بخش دیگری از صحبت هایش با تایید این موضوع که مسجد سلیمان افراد با نفوذی در رده های بالای اقتصاد و سیاست دارد گفت:« ما آدم های بزرگی مثل سردار محسن رضایی، دکتر امیدوار رضایی ، بهمن حسین پور، دکتر جلیلی و … که آدم های بانفوذ و بزرگ مسجد سلیمانی و بختیاری هستند. نکته این جاست که ماهیت وجودی نفت مسجد سلیمان یکی از کارهای بزرگی است که آقای امیدوار رضایی انجام داد. وقتی نفت اهواز به لیگ یک آمد میران مناطق نفت خیز که اهل تبریز بودند قصد داشتند تیم را به این شهر ببرند اما آقای امیدواررضایی اجازه نداد این جابه جایی انجام شود. آقای هوشنگ نصیرزاده هم زحمات زیادی برای این موضوع کشید.» او اضافه کرد:« این باشگاه با هدایت امیدوار رضایی به مسجد سلیمان آمد و سال هایی که ایشان بود به تیم رسیدگی می شد. من قبول دارم که توقع به حقی از این افراد بزرگ مثل خانواده رضایی وجود دارد اما این افراد نمی توانند در باشگاهی که مالک و عوامل خودش را دارد دخالت کنند. اما سوال من این است که آیا تا الان مجموعه نفت و مدیران شهری و مالکان از این افراد کمک خواست اند. دکتر جلیلی معاونت وزارت اقتصاد یا آقای حسین پور مسئول دفتر رئیس جمهور بودند اما چقدر از این اقایان کمک خواسته شد.»

بابادی در ارتباط با شرایط حال حاضر مدیریت باشگاه هم گفت:« من از باشگاه دور هستم اما در خبرها شنیده ام که هیات مدیره باید به تایید شرکت ملی نفت برسد. مشکلاتی در فصل قبل وجود داشت و باعث شد از لحاظ ساختاری مشکلاتی به وجود آمده و مدیرعامل و هیات مدیره رسمی نباشند و باید کار نقل و انتقال قانونی هیات مدیره کنونی حل شود.» او ادامه داد:« الان اما آنچه گفته می شود با آنچه در عمل می بینیم متفاوت است. مصاحبه ضد و نقیض است و برای خومان مشخص نیست چه کسی تصمیم می گیرد.»

او در بخش دیگری از صحبت هایش هم گفت:« من می توانم بگویم نفت مسجد سلیمان تیم چهارم یا پنجم لیگ برتر از نظر هوادار است اما وقتی ورزشگاه کمترین امکانات را ندارد کسی به ورزشگاه نمی رود. هواداران مسجد سلیمان آب ، سرویس بهداشتی و نمازخانه مناسبی ندارند با اینحال آنقدر که هوادار برای باشگاه دغدغه دارد هیات مدیره ندارد.» بابادی همچنین درباره مسایل و حرف هایی که بعدا از جدایی اش از این باشگاه به گوش می رسید گفت:« فصل گذشته جریان سازی غیراخلاقی و غیرمنصفانه علیه من انجام شد و گفته می شد که من در انتخاب بازیکنان در کار سرمربی دخالت کرده ام. اصلا اینگونه نیست بلکه من لیستی از بازیکنان را به او ارائه دادم. من به آقای فکری گفتم که ما فرصت تست گیری از بازیکنان نداریم ضمن اینکه از نظر من این کار عوام فریبی است. من کارشناس فوتبال صدا و سیما بودم و روی لیگ یک ، دو و لیگ برتر اشراف داشتم و از طرفی می دانستم خوزستان معدن استعداد است.من لیستی از بازیکنان بیست تا بیست و پنج ساله خوزستانی که در لیگ های دو ، یک و برتر بودند را با اطلاعات و آمار کامل به او دادم.گفتم از این بازیکنان تست بگیرید و درکنار این ها بازیکن هم بگیریم.»

او اضافه کرد:«ما با فکری اختلاف نظر داشتیم. زمانی که تیم را بستیم شش سهمیه جا داشتیم و کل بستن تیم سه میلیارد و صد میلیون تومان شده بود. در آن زمان مسئولان استانی حامی بودند و آقای شریعتی استاندار خوزستان که بسیار فوتبالی است گفت که نیروهای بومی را ببینید. در ابتدای فصل بودجه ما بین هشت تا ده میلیارد بود و از فکری خواستم که شش بازیکن بالای هشتصد میلیون تومان را جذب کنیم.»  او همچنین افزود:« یک مورد دیگر بازیکنی است که می گویند به خاطر فامیلی با من به باشگاه تحمیل شده است. اگر بازیکنی با باشگاه زمان من قرارداد بسته براساس دستورالعملی بوده که باشگاه و هیات مدیره در اختیارم گذاشته بودند. ما برای جذب بازیکن با سرمربی بررسی می کردیم و از طرف سرپرست هماهنگی ها انجام می شد. حمزه حدادی بابادی در تاریخ هفتم مرداد برای قرارداد به من معرفی شد و قرارداد داخلی بسته شد اما قرارداد رسمی او در سیزدهم شهریور بسته شد و جالب است که من ۹ روز قبل از آن استعفا داده بودم.خب چرا اگر این بازیکن تحمیلی من بود بعد از استعفایم با او قرارداد رسمی بسته و در نیم فصل در لیست مازاد قرار نگرفت. حمزه حدادی سال ها برای تیم زحمت کشیده و کاپیتان تیم بود و حق داشت دیده شود.»

 

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here